مؤلف مجهول
198
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
[ باب هفدهم در ذكر شيخ صاحب كمال حضرت شمس الدّين قتال ، قدس الله تعالى روحه ] باب هفدهم در ذكر شيخ صاحب كمال ، و پير قوىحال ، و حافظ اقوال ، و ضابط افعال ، و پرورندهء اطفال ، و داناى نيكوخصال ، و بار مجاهده را حمال ، « 1 » و قانون شرع نبوى را عمال ، و بندهء خاص ذوالجلال ، و مظهر لطف پادشاه بىزوال ، و به كار خير دال و دلال ، شيخ الشيوخ ، قطب عصر و يگانه روزگار ، حضرت شمس الدّين قتال ، قدس الله تعالى روحه و طيب الله مرقده و جعل الجنة مسكنه ، كه مردى بود ترك و تركزاده و در كار دهقانى بىنظير ، و در كماندارى عديم المثل ، و در تيراندازى بس « 2 » قادر ، به نوعى كه پرنده در هوا از تير او خلاص نشدى و نرستى ، و چرنده در زمين از آفت سهم او نجستى . روزانه به اين صفت بود و شبها به عبادت ، به آن نوع كه كسى « 3 » را از حال او « 4 » خبر نى ، و از قول او دل « 5 » كسى را به بدى اثر « 6 » نى . و از فعل او هيچكس را « 7 » ضرر « 8 » نى . و هرجا كه يتيم بىپدر و مادر مىديد و يا « 9 » مىشنيد ، به پيش خود مىآورد و يتيمدارى مىكرد . الحاصل ، صد و پنجاه يتيم بىپدر و مادر جمع آورده و از خوراك و پوشش آنها خبردار بود . و همه را فرزند خوانده بود ، ازين سبب شمس الدّين يتيمدار مىگفتند . و از براى طعمهء اين اطفال « 10 » ، جانوران وحشى مأكول اللحم را بسيار شكار مىكرد و به قتل مىآورد ، و به قدر كفاف به غذاى « 11 » آنها صرف مىكرد ، و زيادتى را به فقرا و مساكين نفقه مىداد ، و پوستهاى آنها را به پوشش « 12 » اين يتيمان به كار مىبرد . ازينجهت شمس الدّين قتال مىگفتند . و بعضى مردم در مقام ملامت شدند كه اى شمس الدّين ! اگرچه شكار امريست مباح و گوشت صيد حلال ، اما هر روز اين همه جانوران را بىجان ساختن نيك نباشد ، زيراكه مىدانى كه هر چيزى كه ذىحيات است ، به حق سبحانه و تعالى حمد و ثنا دارد و تو اين بندهء خداى تعالى را از حمد و ثنا بازدارى و مانع گردى چگونه باشد ؟ شيخ گفت : اى ياران ! حق سبحانه و تعالى اين بندهء ضعيف خود را « 13 » از براى همين آفريده است ، « 14 » و كفاف من « 15 » ازين جاست ، « 16 » مگر كه از وجه ديگر نصيب ندارد . توقف كنيد ، « 17 » باشد كه حق سبحانه و تعالى توفيق دهاد و
--> ( 1 ) - الف : بار مجاهد را جمال ( 2 ) - الف : - پس ( 3 ) - ب : به عبادت و هيچكس را ( 4 ) - ب : + و اقوال او ( 5 ) - ب : - دل ( 6 ) - ب : اثرى ( 7 ) - ب : - هيچكس را ( 8 ) - ب : ضررى ( 9 ) - ب : - يا ( 10 ) - الف : افعال ( 11 ) - ب : براى ( 12 ) - ب : به پوستين ( 13 ) - ت : + محض ( 14 ) - ب : + كه ( 15 ) - ب : - من ( 16 ) - ب : جانب ( 17 ) - ب : توقف كنند